تبليغاتX
گلبانگ - شعر و نقد شعر (بخش هشتم)
مهدی تقی نژاد

شعرها و نقدهايي كه در ادامه مي آيد پيشتر در وبلاگ انجمن مجازي نقد شعر و برخي وبلاگ هاي ديگر ارايه كرده ام. از آنجا كه اين نوشته ها به صورت پراكنده بوده، گردآوري آنها مي تواند مفيد باشد. نظر دوستان را ارج مي نهم.

 شعر از خانم شراره رحمانپور

همه در این رابطه پا به پای خودشان می لنگند تا میانبرم بزنند..... برم بزنند

و همین فاصله را با چشم های کور شده ام عینک زده ام که مرا بهتر ببيني!

ولم کن! من که آب از سرم گذشت تا رو در روی خدایم دست ازخودم بکشم بانو

لا بلای این دردها شبیه ترم به تو......یک استکان از من دورتر بریز! دورتر

حالا سرم را افقی بچرخان سمت عمودهای این دیوارکه چین به چین ایستاده اند

روزی یک وعده مردانگی را جمع کن با عربده ای که ازاین سطرها بیرونم زده

مثل زبانی که حلقش را گم کرده آواره دهانتم... قورتم نده!

کلاهی ام که سر آورده ام پیشکش همه شما!

سرم از کجای این روزها؟...

آویزان نیستم وقتی آستینت از لابلای چشم هایم آب می خورد

کمی خمیازه چاشنی روزهایی کرده ام که پله پله تا ملاقات تومی لنگد

بی گدار از آب می گذرم تا با تو گذشته باشم.....بمان!

 نقد شعر:

خیلی از سطرها شعر هستند و همین سطرها مرا به ادامه کار امیدوار می کنند. اما باید الزامات شعری در شعر پیاده شوند.
1. سطرها طولانی هستند. باید سطرها به تصویر تبدیل شوند. یعنی سطری که از ده کلمه شکل گرفته به دو یا سه کلمه تبدیل شود. برای نمونه سطر اول: می خواهند میانبرم بزنند/برم بزنند. یعنی تمام سطر اول به سه کلمه (می خواهند میانبرم بزنند) تبدیل شد. (برم بزنند) به سطر دوم منتقل می شود. سطر دوم: مرا ببین/با چشم های عینک زده کور. یعنی سطر دوم دو بخش می شود در دو سطر. (مرا ببین) جمله امری است که تاثیر بیشتری بر مخاطب دارد. (با چشم های عینک زده کور) نوعی ایهام دارد. یعنی هم او که شما را می بیند عینک زده است و کور و هم شما عینک زده اید و کور. و این ابتدای شعر شدن است که شعر چند وجهی می شود و می توان برداشت های مختلفی از آن داشت. در سطر بعد دقت کنید تعداد ضمیرهای (من) چند تا است: ولم کن(من را ول کن). (من) که آب از سرم (سر من) گذشت تا رو در روی خدایم (خدای من) دست از خودم (خود من) بکشم (من بکشم). این تعداد ضمیر در شعر اشکال جدی است. باید به حداقل برسند ضمن این که این سطر به طور کامل باید حذف شود. لای این دردها/شبیه ترم به تو/ سرم را بچرخان/سمت دیوارهای ایستاده/که پله پله/تا ملاقات تو/می لنگد.

همان گونه که ملاحظه می فرمایید بسیاری از بخش های شعر را می توان و باید حذف کرد تا شعر متولد شود. شعر با حرف زدن فرق می کند. در شعر حتی یک (و) اضافی نباید وجود داشته باشد. باید در نهایت ایجاز باشد. این شعر هنوز جاي کار دارد.  شکل نهایی شعر:
می خواهند میانبرم بزنند/برم بزنند/ مرا ببین/با چشم های عینک زده کور/لای این دردها/شبیه ترم به تو/ سرم را بچرخان/سمت دیوارهای ایستاده/که پله پله/تا ملاقات تو/می لنگد.

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 15:34  توسط مهدي تقي نژاد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
این وبلاگ دربرگیرنده مقالات، نقدها و نوشته های چاپ شده و چاپ نشده این قلم است. برآنم دست کم هفته ای یک بار به روز شود. حضور و نگاه شما را ارج می نهم.

پیوندهای روزانه

آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
آرشیو موضوعی
کتاب های منتشر شده این قلم:
1. باز این چه شورش است(1377)
2. نیلوفر کبود (1378)
3. به یاد جلال (1379)
4. در آستانه حیدر (1380)
5. انتظار سبز (1382)
6. مساجد کازرون (1384)
7. لطفاَ حرکت کنید(شعر) زیر چاپ
پیوندها
گلبن(مهدی تقی نژاد)
فرهنگ نوشت(مهدی تقی نژاد)
كازرون نيوز
رضا صنعتی
مهدي صنعتي
هادي صحرابان
جواد بهنامي
محمد رضا صفرزاده
حسام مرحمتي زاده
كازرون نوشت
حسين خرسند
كازرون در اينترنت
مديريتي بر جنوب كشور
قاسم مرادي
بابونه
امين پرهيزكار
فرشته
امین سیاح پور
شعر عاشورايي
مسعود كرميان
علي اكبر عباسيان
سيد حسين مرتضوي
حسن پرويزي
معلم(ليلا سياح پور)
بهشت
رضا آباديخواه
سید مجتبی امامی
ابراهيم جاگراني
محمودرضا پولادي
فرهمندپور
محمدهادي علي بابايي
علي مرادي
عباس دادوند
محمد جعفر جوشن
محمد علي مختاري
علي تقي نژاد
گلك
پرويز رمضاني
امين رضوي فرد
گل بانو
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM