ـ برای شروع بحث لطفاً بفرمایید از دیدگاه شما چه ضرورتی برای ورود نهادی مانند شهرداری به مقولههای فرهنگی وجود دارد؟
در کشورهای توسعه یافته از سال های دور شهرداری ها به عنوان نهادهای اجتماعی فعالیت می کنند. در تهران و برخی شهرهای بزرگ ایران هم نزدیک دو دهه است شهرداری ها از سازمانی خدماتی به نهادی اجتماعی تمایل پیدا کرده و کارکردهای اجتماعی و فرهنگی برای آن تصور شده است. باید بپذیریم که تغییر رویکرد هم به نفع شهرداری است و هم مردم. از شهرها به عنوان موجودات زنده یاد می شود.مقوله های فرهنگی مانند روح است که به کالبد شهر دمیده می شود. به بیان دیگر شهر بدون روح فرهنگی می میرد. ورود تفکر فرهنگی و اجتماعی به شهرداری و جاری ساختن آن در جان مردم، آن ها را از یک شهرنشین به شهروند تبدیل می کند و این اتفاق کمی نیست. این اتفاق مهم وظیفه شهرداری است و به مردم می آموزد که چگونه باید در شهر زندگی کنند.
ـ تفاوت فعالیتهای شهرداری در حوزهی فرهنگ، با نهادهای دیگری مانند اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمان تبلیغات و پایگاههای فرهنگی دیگر چیست؟
فعالیت فرهنگی در شهرداری محدودیت های فعالیت در اداره ارشاد و سازمان تبلیغات را ندارد. این فعالیت ها هم به لحاظ نوع و ماهیت متفاوت اند و هم از گستردگی بیشتری برخوردارند. البته اشتراکات فراوانی هم دارند. اداره ارشاد بیشتر به فعالیت های هنری می پردازد با محدودیت های شکلی و اجرایی. سازمان تبلیغات هم که وظیفه تبلیغ دین اسلام را به عهده دارد. بنابراین باید سطح انتظارات مان از آن ها مشخص باشد. شهرداری محدودیت ها و چارچوب های سایر سازمان ها را ندارد. اگرچه رسالت شهرداری توانمندسازی شهروندان برای زندگی در محیط شهری و همان تبدیل شهرنشین به شهروند است.
ـ فعالیتهای فرهنگی شهرداریها اصولاً در چه حوزهها و در چه سطوحی میتواند نمود یابد؟
فعالیت های فرهنگی شهرداری گرفتار محدودیت نیست. همه حوزه های فرهنگی را می تواند شامل شود. کما این که اکنون در شهرداری تهران هم در حوزه های فرهنگی و اجتماعی مجموعه های وابسته در همه زمینه ها فعالیت دارند و این فعالیت ها بیشتر شوون زندگی مردم را دربر می گیرد. مانع قانونی و عرفی وجود ندارد.از آن جا که فعالیت های فرهنگی را انسان ها به سرانجام می رسانند طبیعی است که سطح فعالیت ها بستگی به افرادی دارد که مجری آن هستند. در مراکزی که افراد توانمند و خبره مسوولیت دارند این فعالیت ها می تواند تا مرز سطوح تخصصی هم پیش برود. اما باید بپذیریم که حوزه فعالیت فرهنگی شهرداری ها حوزه عمومی است و نه تخصصی.
ـ فکر میکنید کازرون چه ظرفیتهای بلقوهای در حوزهی فرهنگ و هنر دارد که میتواند در حوزهی کاری شهرداری قرار گیرد؟
کازرون از توانمندی های انسانی قابل توجهی برخوردار است.کازرون از هنرمندان و فرهیختگان خوبی بهره مند است که می توانند چرخ فرهنگ و هنر را به خوبی بچرخانند. شاعران، نویسندگان، نقاشان، خوشنویسان و اهالی موسیقی و سایر رشته های هنری در کازرون کم نیستند. باید آن ها را دید و از آن ها دعوت کرد تا کمک کنند اوضاع فرهنگ بهبود یابد. با شناختی که از وضعیت هنرمندان کازرون دارم ظرفیت بزرگی را می بینم که در مقایسه با شهرهای دیگر از شرایط به مراتب بهتری برخوردار است. این هنرمندان می توانند هویت تازه ای به کازرون ببخشند. از سوی دیگر کازرون شهری تاریخی است و ظرفیت های فوق العاده ای هم در این زمینه وجود دارد که می تواند در برنامه ریزی ها و فعالیت ها موثر باشد. اما نباید این ظرفیت ها ما را در باد گذشته بخواباند و از امروز غافل کند.
ـ شما در گذشته طرحی را مبنی بر تبدیل خیابان محمدی به یک خیابان فرهنگی داشتید. ظاهراً شهرداری کازرون هم اقداماتی در خصوص تحقق این طرح انجام داده است. آن طرح را مشخصاً براساس چه محوری پیشنهاد دادید و روند اجرایی شدن آن را چگونه ارزیابی میکنید؟
خیابان محمدی و خیابان ابواسحق حدفاصل فلکه شهربانی و بقعه مشهور به سید محمد نوربخش است. در ابتدای خیابان، مسجد رستگار با معماری سنتی کازرون قرار دارد. علاوه بر آن کودکستان هجرت با بیش از نیم قرن سابقه و در ادامه حسینیه گنبد که محل دفن بزرگان کازرون مثل حاج ملاعبدالرحیم فقاهت است و پس از آن بقعه سید محمد کاشی، مسجد زید، منزل ناصردیوان، بازار کازرون، کمی بالاتر حوزه علمیه و مسجد مدرسه، منزل تاریخی توتونچی با معماری فوق العاده، حمام و در انتها تپه و بقعه سید محمد نوربخش، این ها ظرفیت های بزرگ و منحصر بفردی است که در یک خیابان جمع شده اند و می توانند این خیابان را از وضعیت فعلی به خیابانی با قابلیت های متفاوت تبدیل کنند. محور پیشنهاد بازسازی خیابان با معماری سنتی کازرون و استفاده بیشتر از ظرفیت های موجود است. متاسفانه با ساختمان سازی های غیر اصولی که در خیابان انجام شده امید چندانی برای اجرای آن نیست.
ـ طبیعتاً یکی از برجستهترین و نام آشناترین اشکال ورود شهرداریها به حوزههای فرهنگی و هنری، بحث دایر نمودن فرهنگسراهاست. جناب تقینژاد با توجه به شناختی که جنابعالی هم از فضای فرهنگی کازرون و هم به واسطهی فعالیتهای چند سالهتان از تواناییهای بالقوهی فرهنگسراها دارید، لطفاً بفرمایید فضایی همچون فرهنگسرای مردانی، فینفسه چه کارکردهایی را میتواند در حوزهی فرهنگ و هنر کازرون داشته باشد؟
مهم ترین کارکرد فرهنگسرای مردانی گسترش رشته های هنری بین نوجوانان و جوانان است. ایجاد فضایی که هنرمندان شهر بتوانند دور هم جمع شوند و پاتوقی برای تجمع و فعالیت های آن ها شود. بسیاری از هنرمندان و شاعران مکان مناسبی برای برپایی کلاس های خود ندارند و یا مکانی که بتوانند دید و بازدیدهای هنری خود را در آن انجام دهند. جوان ترها باید بتوانند در مکانی مناسب و فرهنگی با استادان و پیشکسوتان ملاقات کنند و از آن ها بهره ببرند. به نظر می رسد فرهنگسرا می تواند چنین مکانی باشد. ضمن این که اجرای برنامه های وسیع تر و عمومی تر برای مردم و شهروندان نیاز جدی مردم کازرون است که فرهنگسرا می تواند متولی آن باشد.
ـ این کارکردها در چه قالبها و با چه شیوهی مدیریتی میتواند بهتر و مناسبتر بروز یابد؟
مدیریت مدرن و موفق امروزه مدیریت مشارکتی است. باتوجه به مشکلات و کمبودهایی که شهرداری و فرهنگسرا دارد ارایه شیوه های مدیریت مشارکتی می تواند این مکان را پویاتر و کم هزینه تر کند. مردم باید احساس کنند که فرهنگسرا متعلق به آن هاست و می توانند در اداره آن نقش داشته باشند. مسوولان شهرداری باید بدانند که فرهنگسرا نقطه اتصال خوب و مطمئنی بین آن ها و مردم است و از این ظرفیت استفاده کنند.
ـ چنانچه اطلاعی از فعالیتهای فرهنگسرای مردانی از زمان تأسیساش تا کنون دارید، سطح فعالیتهای این نهاد را چگونه ارزیابی میکنید؟
سطح فعالیت های فرهنگسرای مردانی را باید در نسبت داده ها به آن ارزیابی کرد. ساختمان فعلی فرهنگسرای مردانی چندان با تعاریفی که ما از فرهنگسرا می شناسیم مطابقت ندارد. حتی نسبت چندانی هم ندارد. این مرکز بیشتر به خانه فرهنگ که دارای ویژگی های محدودتری هست نزدیک است تا فرهنگسرا. ضمن این که تا آنجا که من اطلاع دارم نه ساختار اداری دارد و نه بودجه معین. در حالی که فرهنگسراهای تهران دارای ساختار سازمانی شامل رییس، معاونان، مسوولان بخش ها، کارشناسان و کارکنان متعدد است و بودجه نسبتا کافی.هزینه های اداری، جاری و برنامه ای یک فرهنگسرای کوچک در تهران در طول سال بیش از یک میلیارد تومان است که مطمئنا چنین بودجه ای در کازرون نیست. ضمن این که فرهنگسراهای تهران از تجربه بالایی برخوردارند و همین امکانات و تجربه، حجم زیادی از فعالیت ها را به دنبال دارد. بنابراین فعالیت های فرهنگسرای مردانی را باید با نگاهی منطقی ارزیابی کرد. با این حال فکر می کنم درحد توان و امکانات کار شده و باید سپاسگزار بود. اما نباید از این حجم فعالیت راضی بود.
ـ به نظر شما شهرداریهای شهرهای تابعهی کازرون چگونه میتوانند در حوزههای فرهنگی و هنری تأثیرگذار باشند؟
هرکدام از بخش های کازرون از ویژگی های خاصی برخوردارند که می توانند برنامه ساز باشد و به نوعی برند تبلیغی ایجاد کنند. منطقه خشت و کنارتخته از میوه بهشتی خرما سرشار است. منطقه بالاده معطر به عطر گل نرگس است.منطقه چنارشیجان و نودان را با بلوط های کهنسال می شناسیم. این ها سرمایه های بزرگی است. برگزاری جشنواره های سالانه می تواند به معرفی بیشتر آن ها کمک کند. ما در همین شهرها نویسندگان و شاعران خوب و توانمندی می شناسیم که متاسفانه در کازرون هم به خوبی معرفی نشده اند. شعر امروز چنارشیجان شعر استواری است، حیف است این ها از مردم مخفی بماند. شهرداری با ایجاد خانه های فرهنگ در این شهرها می تواند به بازآفرینی هویت در این شهرها همت کند.
ـ همانطور که میدانید دور جدید شوراهای اسلامی شهرها و روستاها از چند هفتهی دیگر فعالیت خود را آغاز میکنند. به عنوان یک کارشناس حوزهی فرهنگی پیشنهادتان برای فعالیت مناسبتتر اعضا شورای اسلامی شهر کازرون و همچنین شهرها و روستاهای تابعه برای پررنگتر کردن فرهنگ و هنر در فضاهای شهری و شهرداریها چیست؟
من به عزیزانی که افتخار نمایندگی مردم شریف شهرستان کازرون در شوراهای اسلامی شهر و روستا را کسب کرده اند تبریک می گویم. نگهداری و همچنین توسعه شهر و روستا امروز نیازمند دانش است و باید بپذیریم این دانش در اختیار همگان است. گاه یک تصمیم ناصواب می تواند ضربات غیر قابل جبرانی بر شهر و روستا وارد کند. شما به ساختمان هتلی که در نزدیکی میدان نقش جهان اصفهان ساخته شد و خطر خروج این میدان از فهرست آثار فرهنگی جهان در یونسکو را موجب شده بود دقت کنید. یک تصمیم نادرست در شورای شهر اصفهان چه مشکل بزرگی را ایجاد کرد. شاید تشکیل کارگروه های فرهنگی، اجتماعی، معماری، اقتصادی و ... در شورای شهر و استفاده از کارشناسان و متخصصان بتواند فرایند تصمیم سازی را بهبود ببخشد و گره های کازرون را باز کند. ما اگر بخواهیم کازرون را به عنوان شهری فرهنگی معرفی کنیم باید سهم فرهنگ و هنر را در تصمیم گیری ها بیشتر کنیم. مطمئن باشیم مردم لذت بیشتری از زندگی در کازرون خواهند برد. مطمئن باشیم فضای مطلوب فرهنگی و هنری مانع از مهاجرت همشهریان به سایر شهرها خواهد شد. مطمئن باشیم حتی مشکلات شهرداری هم کاهش می یابد. مطمئن باشیم راهکارهای فرهنگی و هنری بهترین راهکارهای ممکن است.